آخرین خبرهایادداشت

«طارق» و «خبر ناسا» !!

طارق

در روزهای اخیر پیامی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن مسئله شهاب سنگی که «ناسا» از وجود آن و نیز گذر آن از نزدیکی زمین خبر داده، توسط برخی از افراد بی اطلاع نسبت به ماهیت کلام وحیانی و مقولات علمی،به ستاره «طارق» که در قرآن ذکر گردیده ربط داده شده، که برداشت و نگرشی نادرست نسبت به این پدیده است.

چند نکته در باره بر خطا بودن انطباق و یا تقارن این دو پدیده قابل ذکر است:
۱٫ آیات و عبارات وحیانی(غیر از محکمات فقهی و عملی) به دلیل ماهیت دینی و قدسی آن و شمولیت آن بر مسایل ازلی و ابدی، به زبان تشبیه، تمثیل و استعاره بیان شده اند؛ در حالیکه گزاره ها و عبارات علمی، بویژه علوم تجربی به زبان ریاضیات و معادلات قراردادی در علوم بشری ذکر می شوند. بعبارت دیگر عبارات وحیانی از گزاره های عرفی و «یحتمل الصدق و الکذب» نیستند؛ بلکه بر اساس زبان نزول یافته به فهم بشری، ساختاری متفاوت از گزاره های بشری دارند. عبارات وحیانی، بر خلاف گزاره های علمی که فرضیه ها را برمی سازند و در فرآیند تبدیل به قوانین پذیرفته شده، در معرض آزمون و خطاهای مدام هستند، صُوَر علمیِ ازلی و ابدی اند و از تغییر و تبدّل و آزمون خطا مبرا می باشند، زیرا ریشه در علم حق تعالی دارند.
۲٫ نویسنده یادداشت مدعی شده شهاب سنگی که ناسا در موردش سخن می گوید و مخفی کاری هایی(!) را هم به دنبالش انجام داده و صدایش را هم در نمی آورد؛ شهاب سنگ نیست؛ بلکه ستاره طارق است که در حال نزدیک شدن به زمین است!! نویسنده یادداشت گویا فراموش کرده است که از آغاز ایجاد سیاره زمین تاکنون، میلیونها و یا میلیاردها شهاب سنگ بر سطح کره زمین اصابت کرده و یا از کنار آن ردّ شده اند؛ حال باید پرسید به چه دلیل این شهاب سنگ جدید باید ستاره طارق باشد و هیچیک از پدیده ها و اجرامی که از آغاز تا کنون توسط اهالی زمین رؤیت یا تجربه شده، ستاره طارق نبوده اند؟! یا به کدام دلیل علمی، «ستاره ای»(!) به زمین اصابت خواهد کرد؟!!!
از سوی دیگر می دانیم که تحقیقات علمی بویژه رصد مسایل کیهانی و نجومی، از جمله اطلاعات طبقه بندی شده کشورهای پیشرفته است و بدیهی که مراکز و سازمان های کیهان شناسی و نجومی، دستاوردهای علمی و پژوهشی خود را به آسانی در اختیار دیگران قرار نمی دهند؛ مگر آن بخش از اطلاعات عمومی را که با قطعیت به اثبات رسیده یا تجربه شده است. بنابر این استفاده از تعابیر «مخفی کاری» یا «دروغ گویی» و غیره در این زمینه ناموجه و غیرمنطقی است.
۳٫ «الطارق» یا «ستاره شبانه یا شبگرد» که قرآن کریم در آیه ی اول سوره ای به همین نام، به آسمان و این ستاره سوگند یاد شده، در آیه سوم این سوره در توصیف آن آمده است که آن «النجم الثاقب»؛ یعنی ستاره ای فروزان و نافذ است (ثاقب از ماده ثقب به معنی سوراخ کردن و نفوذ کردن است) که چون در شب قابل رؤیت بوده، از آن به طارق(شبگرد) یاد شده است. این توصیف، چند پدیده آسمانی را به ذهن متبادر می کند که از آن جمله می توان به «ستاره دنباله دار»، «ستاره ثریا»(از نظر بلندی و دوری در آسمان) یا «ستاره زحل»، یا «زهره» یا «شهاب» (از نظر روشنائی خیره کننده) و مانند آن اشاره کرد. اما در اینکه آیا منظور از طارق ستاره معینی است، یا اشاره ای است به دیگر ستارگان آسمان که چنین ویژگی هایی دارند، چندان مهم نیست؛ زیرا قرآن در این آیه به یک از مظاهر شکوهمند و با عظمت جهان هستی سوگند می خورد که ویژگیهایش آن را شایسته سوگند می‏کند؛ نه اینکه در صدد اثبات و اکتشاف آن بوده است!
۴٫ نویسنده این یادداشت با استفاده از این آیات، علاوه بر اینکه خواسته است خبر «ناسا» را تحت الشعاع» درک و برداشت دینی از این پدیده قرار دهد، با رویکردی تفسیری و با آب و تاب، ظهور این ستاره را دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان دانسته که در آن زمان این ستاره دنباله دار(!) به زمین اصابت می کند و آن را یکی از معجزات علمی قرآن می داند! این در حالی است که در این سوره پس از آیه سوم، هیچ سخن و بحثی از سرنوشت و آثار این ستاره نیست، و بر خلاف ادعای نویسنده یادداشت در این سوره پس از ذکر نام این ستاره، به خلقت طبیعی انسان اشاره کرده و پس از آن با اشاره به قیامت و خلقت و آسمان و زمین از تلاش کافران برای انجام کید و مکر در برابر خداوند می گوید و با ذکر مهلت دادن به آنان تا دامنه ی قیامت، سوره را به پایان می رساند. لذا در این سوره اشاره ای به هیچیک از مطالبی که نویسنده یادداشت به آنها پرداخته نشده است!

۵ . در این یادداشت نویسنده برای موجه نشان دادن باورهای خود به سراغ احادیث و روایات رفته و با استناد به روایاتی جعلی و یا ضعیف از کسانی چون کعب الأحبار(!) به مسایلی چون: نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته شدن زمین، ظهور سرخی در آسمان، ایجاد دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن، شنیده شدن صیحه(!) و صدایی شدید و فرو افتادن آن چیز مهیب در مشرق، کشته و نیز کر و گنگ و کور شدن عده زیادی از مردم و دچار شدن بسیاری به بلایی سخت اشاره می کند که در فاصله پنجم تا بیستم رمضان رخ خواهد داد. در ادامه نویسنده ناشناس این یادداشت(!)، فرو افتادن آن چیز سخت را با استناد به روایات جعلی و غیر صحیح و نامعتبر، نیمه ماه رمضان اعلام کرده و جالب تر اینکه به دلایلی مبهم آن را به نیمه ماه رمضان در روز جمعه ی اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ مطابقت می دهد!!؟
کسی که این یادداشت را تدارک دیده(که البته نمی دانیم با چه اغراض و اهدافی!) ظاهرا نمی دانسته که شخصی چون کعب الأحبار از عالمان یهودی بوده که در زمان خلفاء مسلمان شد و بسیاری از اسرائیلیات را در میان مسلمانان رواج داد. صحابه پیامبر دیدگاه‌ها و رفتارهای متفاوتی نسبت به او داشته‌اند و امام باقر(ع) او را دروغگو دانسته است و هیچ یک از کتب اربعه شیعه، حدیثی را از او نقل نکرده‌اند.
همچنین کتاب «الفتن» اثر «نعیم بن حماد بن معاویه بن الحارث الخزاعی المروزی» (متوفی ۲۲۹ ه. ق) کتابی است که سندهای آن نه تنها از نظر شیعه ارزشی ندارد، بلکه در نظر اهل سنت نیز حجیت ندارد، زیرا سند روایات آن به پیامبر(ص) نمی‌رسد و در صحابه متوقف می‌شود.
۶٫ علم غیب، از آن خداست (وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ). ظهور آخرالزمان و آثار و پیامدهای آن نیز از علوم پنهان الهی است که نباید آن را به دستاوردها و پدیده های علمی و یا پیشگویی ها و طالع بینی و مانند آن پیوند زد و موجب ابداع و ترویج اقسام خرافات و باورهای نادرست شد. اینگونه باورهای دروغین و جعلی، هم موجب تخریب و تحریف عقاید دینی و نصّ وحیانی می شود و هم علوم بشری را به برخی موهومات و جعلیات فرو می کاهد.
بی تردید در نیمه ماه رمضان در سال آینده چنین اتفاقی رخ نخواهد داد؛ آنگاه نشر چنین اخبار موهوم و کاذبی به سود و ضرر چه کسانی خواهد بود؟!!
آیا نمی توان گفت که نویسنده چنین یادداشتی غیر از ترویج و القاء ترس و دلهره و نگرانی در میان عوام الناس، (آن هم در چنین شرایط خاص)هدف دیگری نداشته است؟! و اگر اهداف دیگری از نشر چنین افکاری بی اساس داشته، آن اغراض چه می توانند باشند؟!!

/حجت الله جوادپور

مطالب پیشنهادی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن