امروز: پنجشنبه, ۱۰ فروردین ۱۳۹۶

آخرین خبرها

تدبیر شرق

شهرداری که نیست!

تاریخ انتشار : شنبه ,۲۳ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۴۰
نخست  ←   جامعه   ←   شهرداری که نیست!
حدود ۶ ماه از انتخاب شهردار رشت گذشت وموسم پاسخگویی برای مردی که از خارج از استان به شهرداری آمد، اندک اندک فرا رسیده است.بی شک روز های آینده برای ابراهیم خلیلی روزهای پر التهابی است و او باید ثابت کند، تفاوت مدیریت در یک مرکز استان با شهرکی چون نظرآباد و یا هشتگرد را میداند و توان اداره شهری با ۱۴ برابر جمعیت آنها را نیز دارد.

مرد آرام و ساکت و ورزش دوست، امروز مشغول تعامل با شورایی است که بر خلاف تصورات رای دهندگان و با وساطت یکی از نمایندگان مجلس، به تمام سوابق تحصیلی اش پشت کرد، و تخصص را فدای تجارب محدود وی نمود. شورایی که اینروزها کم حوصله تر از قبل، عملکرد او را زیر ذره بین برده، و مترصد و مشتاق نشان دادن اراده اش برای اداره بهتر امور شهری است که در سالهای اخیر رنج های بسیاری را در حوزه مدیریت شهری برده است.
بهتر اما اینست، که حوزه های مختلف کاری شهرداری را مورد تفحص قرار دهیم و باید ها و نباید ها را مرور کنیم. به تعبیر بهتر، باید حب و بغض ها را کنار بگذاریم و با بررسی شاخص ها و مقایسه عملکرد شهرداری با آنچه که در این سازمان “باید” صورت پذیرد، عملکرد شهردار را در کفه ترازو بگذاریم. البته باید توجه داشت، که سازمانی چنین فراخ را نمی توان در یک مطلب و یک نوبت مورد بررسی قرار داد و این فتح باب و دعوتی است از تمام کارشناسان که پابه عرصه گذارند و به تحلیل عملکرد مدیرن شهری بپردازند، تا سره از ناسره و راه از بیراه جدا و مشخص گردد.

۱- ساختارسازمانی
متاسفانه شهرداری رشت به عنوان یک کلانشهر، ساختار سازمانی درست و جامعی ندارد. فقدان معاونت های برنامه ریزی، فرهنگی و اجتماعی ، امور مناطق و نواحی و از همه مهمتر اقتصادی از ضعف های اساسی ساختار سازمانی شهرداری رشت است. فقدان این معاونت ها باعث عدم تدوین برنامه های راهبردی و برنامه های جامعی در مورد ترافیک، فضای سبز، مبلمان شهری، گردشگری و…شده است. در ۶ ماه گذشته، شورای اسلامی شهر رشت، در جهت اصلاح این ساختار معیوب قدمی برنداشته و شهردار با تجربه اش نیز طرحی در این زمینه به شورا ارائه نداده است.

۲- حمل و نقل و ترافیک
رشت یک شهر تک هسته ای است و بسیاری از مراجعات مردمی برای خرید و انجام امور اداری ناچار به منطقه مرکزی شهر انجام می شود. اما عدم وجودطرح ترافیکی متناسب، شبکه بشدت معیوب و ناکارآمد حمل و نقل عمومی و شبکه معابر بسیار نامطلوب و از سوی دیگر تراکم بالای جمعیت( بخصوص درروز) معضل ترافیک رشت را پیچیده وبغرنج نموده است. حل این معضل البته در طی چند ماه میسر نیست، اما نباید ازغفلت مجموعه مدیریت شهری بخصوص شهردار و کمیسیون حمل و نقل و ترافیک از ارائه راهکار و انجام حرکتی که دال بر توجه به این موضوع باشد، غافل شد.

۳- خدمات شهری
اموری همچون جمع آوری وهدایت آبهای سطحی، جمع آوری و دفع زباله، ساماندهی فضاهای لازم برای ارائه خدماتی همچون عرضه میوه و تره بار در مناطق و محلات، جزو وظایف حوزه خدمات شهری است. در رشت به علت نبود برخی از معاونت ها در شهرداری، سازمانی همچون فرهنگی- ورزشی نیز ذیل این معاونت قرار می گیرد. عملکرد ۶ ماهه گذشته این سازمان و سازمان های دیگر این معاونت چگونه بوده است؟ سازمان پسماند شهرداری رشت چه مقدار از حدود ۲۰۰ تن زباله روزانه رشت را مورد تفکیک و بازیافت قرار می دهد؟ چرا در پس هر بارشی، پر باران ترین مرکز استان کشور، دچار معضلات پیچیده و عدیده می شود؟ آیا سازمان آتش نشانی، آمادگی لازم برای مقابله با بحران ها را دارد؟ شهردار رشت در مدتی که سکان امور را در دست گرفته ،چه اقدام عملی در این حوزه انجام داده و یا چه طرح قابل اجرایی ارائه کرده است ؟

۴- فضای سبز و مبلمان شهری
سرانه فضای سبز رشت، از شهرهای حاشیه کویر و خشک ایران کمتر است! این تمام معضل نیست. همان مقدار اندک نیز بطور مطلوب نگهداری نمی شودو اساساً گونه های گیاهی موجود، متناسب با اقلیم گیلان نیست. مفهومی به نام مبلمان شهری، در رشت معنی ندارد، منظر شهری به لحاظ بصری، مشتت،و بی تناسب است. فضاهای تبلیغاتی رشت، از برنامه و طرحی جامع پیروی نمی کنند و به جای کمک به امر زیبا سازی، خود بر هم زننده نظم بصری شهرهستند. به نظر می رسد شهرداری رشت در این حوزه نیز فاقد برنامه راهبردی مشخصی باشد.

۵- معماری و شهرسازی
آخرین شهرک اقماری رشت، نه با همت شهرداری که با طرح و سرمایه گذاری وزارت مسکن و شهرسازی( راه و مسکن فعلی) حدود ۲۰ سال پیش احداث شده است. به نظر نمی رسد، شهرداری در این زمینه برنامه ای داشته باشد و بخواهد به گسترش افقی رشت نیم نگاهی داشته باشد . چون از نظر مدیران شهری اینکار به منزله گسترش دادن شهر و ایجاد الزام برای خدمات رسانی در سطحی گسترده تر است. اما آیا شهرداری رشت، متوجه این نکته هست که مناطق مرکزی و محله های قدیمی شهر به علت نداشتن جذابیت اقتصادی برای بخش خصوصی، با مشکل عدم ساخت و ساز روبروست و خطر عدم نوسازی و در نتیجه از دست دادن قابلیت زیستن به صورت سکونتگاه و نه انبار یا محل کارآنرا تهدید می کند؟ آیا عواقب امنیتی خالی از جمعیت شدن مناطق مرکزی رشت در شب بواسطه گسترش مساحت بافت فرسوده شهر، در مجموعه شهرداری مورد تحلیل قرار گرفته است؟ در این حوزه نیز شهردار تاکنون کنش یا حداقل ارائه برنامه ای برای ساماندهی بافت فرسوده نداشته است.

۶- پروژه ها
در دوران مدیریت جدید شهری، پروژه های بسیاری که مصوبات اجرای آنها وجود داشته، در حالت بلاتکلیفی قرار گرفته است.
بطور مثال، پارک پرندگانی که قرار بود در “شهریاران” احداث شود و مصوبه شورا را نیز دارد، به فراموشی سپرده شد. و این در حالی است که شهردار در اولین روزهای حضورش در رشت، وعده افتتاح آنرا در انتهای سال ۹۲ داده بود. اما این پروزه با سو مدیریت کاهلی و بهانه جویی، اجرایی نشد.

۷- اطلاع رسانی وروابط عمومی
روابط عمومی شهرداری رشت دچار روزمرگی است. اطلاع رسانی به مردم، ناقص و قطره چکانی است. اما مدیر این قسمت از شهرداری، اشراف، دقت و دلبستگی لازم به حوزه کاری خود ندارد. و به نظر می آید شهردار نیزتذکری در این زمینه به او نداده و این قسمت از سازمان شهرداری به حال خود رها شده است. روابط عمومی شهرداری تنها به برگزاری کنفرانس های خبری خنثی دل خوش است. جلساتی که در پایانش با کارت های هدیه از خبرنگاران پذیرایی می شود. کارت هایی که دکور است و شارژ نشده و قابلیت برداشت یا پرداخت ندارد.

۸- ستاد رفع سد معبر
یکی از عجیب ترین بخش های سازمان شهرداری رشت. این ستاد گاهی چنان خواب است که شهر به یک بازارچه بزرگ بی در و پیکر تبدیل می شود و گاه چنان تند و ضربتی عمل می کند که بحران زا می شود. آنچه در آخرین روز های اسفند ۹۲ اتفاق افتاد، موید همین نکته است و نشان دهنده این که کنترل لازم در این حوزه صورت نمی گیرد.

و اماکارهایی که شهردار انجام داده است:
۱- برای بررسی این موضوع بهتر است درابتدا چگونگی شهردار شدن ابراهیم خلیلی را بررسی کنیم. بهتر است بدانیم که او برای اولین بار توسط چه کسانی به نماینده مجلسی که حمایت اش کرد و می کند و اعضای شورا معرفی شد؟ بدانیم که همان معرفان، چه مشورت هایی در جلسات شبانه به او می دهند؟ و با چه نیاتی؟ بهتر است بدانیم چند تنی که او را به گیلان آوردند، و با ارائه راهکارهایی سعی در حفظ اش دارند علیرغم اینکه هیچیک رشتی و کارمند شهرداری نیستند، اهدافی را در شهرداری دنبال می کنند.
واقعیت اینست که اولین کاری که شهردار بجای پرداختن به مشکلات شهر، تمام توانش معطوف باقی ماندن در این مسند شده و انتصابا تش را بصورت غیر تخصصی، و با هدف راضی نگاه داشتن برخی از اعضای شورا، و برخی از افراد بیرون از مجموعه مدیریت شهری، اما متنفذ ، صورت داده است. به تعبیر بهتر او سازمان شهرداری را به یک شرکت سهامی تبدیل کرده که هرکسی متناسب با میزان تهدیدی که می تواند برای او باشد، از آن سهم می برد. ارائه رانت های بی بدیل به برخی از اعضای منفعل شورا را باید با در نظر گرفتن همین نکته تحلیل کرد.
اما راهکارهایی که مشاوران غیر رسمی جوانش به او ارائه کرده اند، ایراداتی دارد. بزرگترین ایراد وارده به استراتژی آنها، اینست که این روش پخش سهام، سهم خواهان را حریص تر می کند و شهردار بزودی توان پاسخ گویی به مطالبات آنها را از دست می دهد، و هر آنچه در این زمینه رشته بود را پنبه شده می بیند.

۲- دومین کاری که شهردارمی کند اینستکه کاری نمی کند! یعنی برای آنکه در درس دیکته نمره پایین نگیرد، ترجیح داده که دیکته ننویسد. او کاری نمی کند پس مورد بازخواست هم قرار نمی گیرد.

اما این استراتژی نیز ایراد دارد. زیرا اعضای شورای شهر بزودی مورد پرسش رای دهندگان و شهروندان قرار می گیرند و از آنجایی که به رای آنها برای حضور در شورای بعدی نیاز دارند، کم کاری ها را به گردن او می اندازند و این مرد آرام را قربانی می کنند تا خود را از چنگال پرسش ها برهانند.

و سخن آخر:
اوضاع شهر بسامان نیست. و مجموعه عملکرد مدیریت شهری نیز موید این نکته است که کسی به فکر بهبود اوضاع نیست. آقای شهردار که پس از ۵ سال دوری از مدیریت شهری موفق به کسب این کرسی، آنهم در شهری ۷۰۰ هزار نفری شده،فقط می خواهد باقی بماند. لازم است کارشناسان و نخبگان و اندیشمندان برای نجات شهر به عرصه بیایند. چاره کار برکناری شهردار نیست. بلکه ارائه مشاوره درست و نظارت صحیح است تاحجت تمام شود. چاره کار پرسشگر بودن است. عصر تدبیر تریبونی است که می توانید از آن برای کمک به شهردار و مجموعه مدیریت شهری استفاده کنید. حالا نوبت متخصصان است که از این تریبون یا سایر تریبون ها برای کمک به شهر پیشقدم شوند./عصر تدبیر