امروز: یکشنبه, ۰۸ اسفند ۱۳۹۵

آخرین خبرها

دکتر بهمن مشفقی

از دل نرود، هر آن‌که از دیده برفت!

تاریخ انتشار : یکشنبه ,۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۳
نخست  ←   یادداشت   ←   از دل نرود، هر آن‌که از دیده برفت!
مسال هر بار که خواستم مطلبی درخصوص روز پزشک تهیه و تدوین نمایم، نمی‌دانم چرا هرچه به ذهنم می‌گذشت، مرا راضی نمی‌کرد و قلم میلی به حرکت کردن روی کاغذ نداشت! بدون اغراق چندین روز این سردرگمی ذهن و قلم ادامه داشت. گویی در انتظار وقوع

مسال هر بار که خواستم مطلبی درخصوص "روز پزشک" تهیه و تدوین نمایم، نمی‌دانم چرا هرچه به ذهنم می‌گذشت، مرا راضی نمی‌کرد و قلم میلی به حرکت کردن روی کاغذ نداشت! بدون اغراق چندین روز این سردرگمی ذهن و قلم ادامه داشت. گویی در انتظار وقوع حادثه‌ای بود تا به آن بپردازم؛ حادثه‌ای دردناک و تأسف‌بار، که جا دارد از آن به‌عنوان ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای مردم و جامعه پزشکی شهر ما یاد شود.
انسان قابلیت‌ها و خلاقیت‌های شگفت‌انگیزی دارد و لحظه‌ای نیست که موفق به کشف مجهولات نشود و سرنوشت بسیاری از مسائل و حوادث را پیش‌بینی و حتی تغییر ندهد؛ ولی هنوز نتوانسته است کوچک‌ترین موفقیتی در پیش‌بینی و یا تغییر سرنوشت محتوم خود، یعنی "مرگ" به‌دست آورد. آندره مالرو در کتاب خواندنی و آموزنده"سرنوشت بشر" در زمینه "مرگ" سخن جالبی دارد و می‌گوید: "تنها سرنوشتی که بشر می‌تواند حتمی بودن آن را پیش‌بینی و قبول نماید، مرگ است. مرگ، سرنوشت محتوم بشر است."
همکار شریف و عزیزمان، شادروان دکتر محمدعلی رحیمی‌زاده که ناباورانه از جمع ما رخت بربست، از نسل "حکیمان کرم" بود، نه "حبیبان درم". وقتی در حرفه شریف طبابت، خدمت مردمی و شایسته‌اش را آغاز کرد، تازه رادیولوژی و آزمایشگاه با امکانات محدود، قدم به عرصه تشخیص ضایعات و بیماری‌ها گذاشته بود. هنوز سال‌ها مانده بود که "تیزبینی" و "ریزبینی" دستگاه‌هایی چون سونوگرافی و سی تی اسکن و ام آر آی، جای "تیزبینی" و "ریزبینی" پزشکان را بگیرند.

 

راه‌های ارتباطی روستاها به شهرها که تنها جایگاه مراکز درمانی و مطب پزشکان بودند، بسیار معدود و دشوار بود. در بسیاری از موارد، پزشکان با ابتدایی‌ترین وسیله ـ حتی گاهی با پای پیاده ـ بدون ترش‌رویی بر بالین بیماران نیازمند در روستاهای مختلف و بعضاً دورافتاده حاضر می‌شدند. چه لذت‌بخش بود برای طبیبی که رضایت اطرافیان بیمار را در لحظه حضور خود بر بالین بیمار از چهره تک‌تک حاضرین ـ که اغلب تعدادشان فراوان بود و اتاق و ایوان منزل را پر می‌کردند ـ مشاهده می‌کرد که از آمدن طبیب بر بالین بیمارشان خوشحال و خشنود بودند. اغلب در چنین مواردی، اطباء پاره‌ای از داروهای ضروری و آمپول‌های مسکن را همراه خود داشتند و پس از معاینه بیمار با تجویز و خوراندن دارو و تزریق آمپول‌های لازم و نیز حتی با حضور ساعتی بر بالین بیمار و مشاهده اثرات اولیه تأثیربخشی داروهای تجویز شده و آمپول‌های تزریق شده، در میان شادی و شادمانی و رضایت اطرافیان بیمار، با خاطری آسوده و وصف‌ناپذیر، از راه دشوار طی شده، به شهر برمی‌گشتند؛ رضایت خاطری که با هیچ مقیاس و معیاری قابل وصف نیست.


اطبایی که با بیماران بی‌حال و بدحال و به‌قول امروزی‌ها "اورژانسی" که به اصطلاح محلی به آن‌ها بیماران "چوب جنازه‌ای!" می‌گفتند، سروکار داشتند که با ابتدایی‌ترین وسیله انتقال که اغلب با چند عدد چوب درختان محلی، نظیر برانکاردهای امروزی درست می‌کردند و بیمار بدحال را روی آن قرار می‌دادند و اغلب با پای پیاده به شهر و مطب پزشکان، اگر ساعات کاری پزشک بود و در غیر این صورت به منزل پزشکان، در ساعاتی که همه در آسایش و خواب خوش بودند، مراجعه می‌کردند و جالب این‌که با چهره گشاده و خوش‌روی پزشکان مواجه می‌شدند. طبیبانی که به‌حق، منزلت و احترام ویژه‌ای بین همه مردم داشتند که باور کردن و حتی تصور آن امروزه برای خیلی‌ها ممکن نیست. جالب این‌که این احترام دوجانبه بود و پزشکان هم با بیماران و اطرافیان بیمار با احترام و حکیمانه رفتار می‌کردند.
درست است که حد متوسط عمر در آن زمان حتی برای پزشکان هم، به میزان امروز نبود، ولی به‌قول معروف، همه "زندگی می‌کردند" و مهم‌تر از همه این‌که، "با هم زندگی می‌کردند"، نه جدا از هم، و این با هم زندگی کردن، از لذت‌بخش‌ترین بخش زندگی مردمان آن سال‌ها بود.
عزیز از دست رفته ما، شادروان دکتر محمدعلی رحیمی‌زاده از زمره طبیبان نجیب با خصوصیات شریف یادشده در بالا بود. وقتی در اولین ساعات بامداد روز شنبه بیست و ششم امرداد ماه جاری خبر تأسف‌انگیز خاموشی او در شهر پیچید، غمی وصف‌ناپذیر در دل مردم شهر ما و همکاران عزیزش نشست و بلافاصله در ذهن‌شان سال‌های خدمات ارزنده و مفید او به مردم و بیماران نیازمند شهر و روستاهای اطراف در خاطرشان زنده شد.
هرچند در حال حاضر شادروان دکتر محمدعلی رحیمی‌زاده در میان ما حضور ندارد، ولی یاد و گرامیداشت خاطره او در مراسم و گردهمایی جامعه شریف پزشکی در "روز پزشک" در حقیقت احترام والا و ویژه‌ای است که در حق او به‌جا آورده می‌شود.
روانش شاد و یادش گرامی باد.

 *
 *
امتیاز دادن به این خبر

2   0

2

نظرات خوانندگان

نوروزپور جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
جناب اقای دکتر مشفقی عزیز.ضمن تسلیت رحلت دکتر رحیمی زاده.خیلی مفتخرم که چندین مقاله شمارا مطالعه کردم .حضرتعالی وتنی چند ازهمکارانتان نه تنها پزشکید بلکه معلم اخلاق برای بیمارانتان هستید .گرچه اطبایی مثل شما درلاهیجان خیلی کمند.همانطوریکه در لنگرود مثل دکترتوسلی.دررودسرمثل دکتر رحیمی ورئیسیان و....که باید مردم قدردان شما باشند.دعای مردم پشت سر شما واطبایی مثل شماست که متاسفانه علیرغم انتظار.عده کثیری از همکارانتان به دنیا بدجوری تکیه کرده اند.موفق باشید
0 0